بهکیش: افزایش مبلغ «کالابرگ» به تنهایی جبران تورم را نخواهد کرد | مشکل اصلی رقم یارانه نیست، قفل شدن تجارت ایران است

به گزارش اقتصادنیوز، هم‌زمان با تشدید فشارهای تورمی و افزایش نگرانی‌ها درباره کاهش قدرت خرید خانوارها، بحث درباره افزایش مبلغ کالابرگ و میزان اثرگذاری آن بر ترمیم معیشت اقشار مختلف جامعه بار دیگر به یکی از محورهای اصلی گفت‌وگوهای اقتصادی و تصمیم‌گیری‌های سیاست‌گذاران تبدیل شده است. در حالی که برخی آن را ابزاری برای کاهش فشار فوری بر سفره خانوارها می‌دانند، برخی دیگر نسبت به محدودیت‌های بودجه‌ای و آثار بلندمدت آن بر ساختار اقتصاد هشدار می‌دهند.

اقتصادنیوز: مهدی کرباسیان گفت: باید فشارها و آثار تحریم‌ها کاهش یابد و روابط متعادل با همسایگان، به‌ویژه کشورهای منطقه، و همچنین با جهان برقرار شود تا امکان ایجاد ثبات اقتصادی فراهم شود. تحقق چنین ثباتی می‌تواند در یک بازه ۱۰ ساله، کشور را به جایگاه واقعی خود نزدیک کند.

دکتر محمدمهدی بهکیش، این سیاست را در بهترین حالت راه‌حلی کوتاه‌مدت و غیرپایدار ارزیابی می‌کند و بر این باور است که بدون اصلاحات بنیادین در ساختار تولید، تجارت و درآمدزایی، هیچ ابزار توزیعی نمی‌تواند به بهبود پایدار معیشت منجر شود:

گفت‌وگوی محمدمهدی بهکیش، اقتصاددان را در اقتصادنیوز بخوانید.

****

* آقای دکتر بهکیش! با توجه کاهش ارزش کالابرگ در اثر رشد نرخ تورم، و با توجه به اینکه وزیر اقتصاد اعلام کرده که افزایش اعتبار کالابرگ همه گروه‌های مشمول را در بر نمی‌گیرد، از نگاه اقتصادی تا چه سطحی می‌توان این حمایت را افزایش داد که هم اثر ملموسی بر معیشت خانوارها داشته باشد و هم فشار مضاعفی بر بودجه عمومی وارد نکند؟

این سیاست که از یک عده بگیریم بعد بین یک عده دیگر تقسیم کنیم، سیاست موفقی نیست. راهی که معقول است و باید دنبال شود این است که همزمان با اصلاح قیمت‌ها باید درآمد مردم بالا برود، درآمد واقعی‌شان بالا برود نه این یارانه‌ها.

یارانه‌ و کالابرگ به تنهایی نمی‌توانند جبران تورم را بکنند. یک میلیون تومان یارانه امروز حتی اگر تبدیل به سه میلیون تومان هم شود، در مقابل اینکه قیمت‌ خوراکی‌ها دو تا سه برابر شده جوابگو نیست. آنچه که بین مردم توزیع شده با هزینه سبد خانوار 5 نفره همخوانی ندارد، بد نیست مرکز آمار روی این موضوع مطالعه‌ای بکند.

* کالابرگ الکترونیکی را باید یک سیاست موقت برای عبور از شرایط اقتصادی فعلی دانست یا بخشی از یک نظام حمایتی بلندمدت؟ شاخص و نقطه‌ای که دولت بر اساس آن تصمیم بگیرد این سیاست را توسعه دهد، محدود کند یا متوقف سازد چیست؟

این سیاست به صورت موقت هم به تنهایی موفق نیست، مردم روز به روز ناراضی‌تر می‌شوند و سفره معیشت شان کوچک‌تر می‌شود. اگر به همین سیاست ادامه بدهیم و نتوانیم راه‌هایی را باز کنیم که درآمد مفید ایجاد شود، این سیاست های حمایتی فایده ندارد.

بارها تاکید کرده ام که باید راه تجارت را باز کنیم تا مردم بروند خودشان تجارت کنند، درآمد ایجاد کنند. درآمد که ایجاد شود، کم‌کم کسب و کارها راه می‌افتند، اشتغال ایجاد می‌شود، کارخانه ها فعال می شوند و کم‌کم مسیر باز می شود.

این مسیر مذاکراتی که الان فراهم شده و دنبال می شود، مسیر مثبتی است ولی باید سریع‌تر کاری بکنیم که مسیر تجارت کشور باز شود. اما نه فقط با فروش نفت. تاکید می کنم فروش نفت خوب است ولی آن هم دیگر جواب نیازهای کشور را نمی‌دهد.

بهکیش

* وزیر اقتصاد اعلام کرده که افزایش اعتبار کالابرگ به میزان تأمین منابع حاصل از فروش نفت وابسته است. آیا گره زدن یک سیاست حمایتی به درآمدهای نفتی، به معنی افزایش وارد کردن درآمد نفتی به اقتصاد نیست؟

آقای رئیس‌جمهور گفته‌اند که ما بخش عمده سهمیه نفت‌مان را مجبور شدیم به نظامی‌ها بدهیم تا بتوانند جنگ را اداره کنند. قطعاً الان هم که بعد از جنگ است، ذخایر تسلیحاتی کاهش پیدا کرده، پس بخش عمده‌ای از درآمد نفت سمت تأمین نیازهای نظامی می‌رود. آنچه که برای تأمین نیازهای مردم می‌ماند بسیار محدود خواهد بود.

بنابراین اگر قرار است مسیر کسب درآمدهای نفت باز ‌شود، بخش کوچکی از آن صرف مشکلات مردم خواهد شد، اگر همه درآمدهای نفتی وارد اقتصاد شود و به سفره مردم سرریز شود، در آن صورت می تواند اثر قابل توجهی در پیشرفت اقتصاد و صادرات کشور ایجاد کند.

در شرایط فعلی تمام صادرات غیرنفتی‌ کشور خوابیده است. باید اقتصاد را راه بیندازیم. به نظر من تکیه به درآمد نفت برای اینکه بتوانیم نیازها را تأمین کنیم، سیاست موفقی نیست.

* دولت برای تداوم این سیاست در شرایط کاهش درآمدهای نفتی چه راهکاری در اختیار دارد؟

راهکار این است که اقتصاد راه بیفتد. برای اینکه اقتصاد راه بیفتد باید اول راه تجارت خارجی باز شود. سوال این است که برای اینکه اقتصاد راه بیفتد، آیا از تعامل با کشورها و همسایه‌ها می‌توانیم شروع کنیم؟ بله، در همین فاصله می‌توانیم فوراً با کشورهای همسایه ارتباط بهتری برقرار کنیم. راه‌های مواصلاتی مشکل دارند. مسیر پاکستان مشکل دارد، مسیر ارتباطی با ترکیه و عراق مشکل دارد. یک مقدار از درآمدهای نفتی باید در این مسیر سرمایه‌گذاری شود تا مسیرهای لجستیکی و مواصلاتی باز شوند.

از سوی دیگر دیپلمات‌های ما ضمن اینکه با کشورهای همسایه مذاکره می‌کنند، باید بتوانند به تفاهماتی برسند که مسیر تجارت باز شده و رونق بگیرد.

تجارت که به جریان بیفتد، صنعت راه می‌افتد. مثلا صادرات پسته که از سر گرفته شود تمام کارخانه هایی که صادرات پسته می کردند، دوباره فعال می شوند یا صادرات مواد غذایی از سر گرفته می شود. ۲۰ سال پیش صادرات ما به اروپا در زمینه‌ مواد غذایی، فولاد و … زیاد بود. فولاد که صدمه دیده‌ اما یک سری کالاهای تولیدی ما همین الان می‌توانند صادر شوند. باید راه صادرات باز شود، سیاست‌های تشویقی صادرات پیگیری شود تا مردم مشغول کار شوند.

درحال حاضر با یک بیکاری عظیمی روبرو هستیم. می گویند حدود دو میلیون نفر در زمان جنگ بیکار شده‌اند، چطور قرار است این موضوع چاره اندیشی شود؟ چه کسانی می‌خواهند این نیروها را جذب کنند؟ اصلاً امکان جذب وجود ندارد مگر اینکه اقتصاد راه بیفتد.

برای مثال باید هرچه سریع‌تر تفاهمی با کشورهایی مثل امارات امضا شود. برهم خوردن مناسبات ایران و امارات، زیان بزرگی به ما زد. حتماً باید رابطه ما با امارات بازسازی شود، رابطه ما با کشورهای جنوب خلیج فارس باید بازسازی شود.

شاید یکی از مهم‌ترین تحریم‌هایی که باید برداشته شود تحریم‌های بانکی است. تحریم‌های بانکی را آمریکا هرچه سریع‌تر باید بردارد تا پول صادرات به کشور برگردد. این پول‌های بلوکه شده که این روزها قول می گیرند تا آزاد شود، سهم صادرات ماست که بلوکه شده اند. باید راهی پیدا شود که پول‌ها دیگر بلوکه نشود. البته یک مقدار زمان می‌برد و قابل قبول است.

درنهایت باید بگویم کالابرگ راه مثبتی است، یعنی دادن یارانه مستقیم به مردم کار مثبتی است، ولی فقط تا حدی که از مردم حمایت کند و بعد یک راهی برای گشایش اقتصادی باز شود. این عددها و مبلغ هایی که برای کالابرگ اعلام می کنند درد مردم را دوا نمی‌کند. این عددها گوشه ای از سفره مردم را هم به زور می‌گیرد.

مساله مهم و راهکار اصلی در راه انداختن اقتصاد است تا مردم بتوانند کار کنند و درآمد داشته باشند. آن وقت دولت مالیات می‌گیرد، درآمدش افزایش پیدا می‌کند و می تواند یارانه بیشتری به گروه‌هایی که نیاز بیشتری هم دارند پرداخت کند.

موارد مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.