«منشآت موسیقایی فارسی» عنوان یکی از آثار پژوهشی عرصه موسیقی با گردآوری، تصحیح و پژوهش ابوالفضل هراتی است که طی روزهای گذشته در دسترس مخاطبان قرار گرفت.
به گزارش راویان به نقل از مهر، کتاب «منشآت موسیقایی فارسی: مشتمل بر سیوهفت حُکم، نامه و مکتوب از قرن هشتم تا دوازدهم هجری» با گردآوری، تصحیح و پژوهش امین (ابوالفضل) هراتی توسط نشر «خنیاگر» پیش روی مخاطبان قرار گرفت.
در متن پشت جلد این اثر توضیح داده شده است:
«عدم دسترسی یا نبودِ منابع تاریخی- رواییِ کافی از سیر حیات موسیقی کلاسیک ایرانی سبب شده است موسیقیپژوهان در دهههای اخیر دغدغههای تاریخشناسانه خود را در منابع غیرِموسیقایی بجویند. بخش نسبتاً ناشناختهتری از این منابع غیرِموسیقایی را منشآت به خود اختصاص میدهند. منشآت گونهای از متون ادبی و در توصیفی سهل و کلی عبارت است از هرگونه متنی که دارای ویژگیهای ادبی و منشیانه باشد.
اثر پیشِرو مجموعهای مشتمل بر سیوهفت متن ادبی موسیقایی در قالب منشآت است که از میان بیش از شصت منشآت موسیقاییِ مورد شناساییِ نگارنده برگزیده و تصحیح یا بازتصحیح شدهاند.
کوشیده شده است این گزینش مبتنی بر دو شرطِ برخورداری از دادههای تاریخی – موسیقایی و اشتمال بر غنای اصطلاحی – موسیقایی باشد و مجموعهای کمترشناختهشده از دادههای مذکور، که در حدِفاصل قرون هشتم تا دوازدهم هجری قمری نگاشته شدهاند، در قالب یک مجموعه به حضور علاقهمندان تقدیم شود.»

مؤلف اثر در مقدمه خود بر این اثر مینویسد:
«اثر پیش رو مجموعهای مشتمل بر سیوهفت متن ادبی موسیقایی در قالب منشآت است.
منشآت سیوهفتگانه گردآمده در این مجموعه از میان بیش از شصت منشآت موسیقاییِ موردشناسایی نگارنده برگزیده شدهاند و کوشیده شده است این گزینش برمبنای دو شرطِ برخورداری از دادههای تاریخی موسیقایی و برخورداری از غَنای اصطلاحی – موسیقایی انجام شود.
منشآت این مجموعه را از حیث «شناختهشدهبودن میان موسیقیپژوهان» و «پیشینه تصحیح» میتوان به چهار گروه تقسیم کرد: نخست، منشآتی که تاکنون شناخته نشدهاند؛ چهارده منشآتِ مجموعه حاضر در زمره اسنادی نویافتهایاند که برای نخستینبار شناسانیده، تصحیح و نقل شدهاند. دوم، منشآتی که موسیقیپژوهان در آثار خود اشاراتی به آنها کردهاند اما متون آنها تصحیح و منتشر نشده بوده است.
مطابق اطلاع نگارنده حدود سه منشآتِ این مجموعه در این گروه قرار میگیرند. ازجمله این منشآت میتوان به برخی اسناد اشاره کرد که بهواسطه ذکرشان در منابع تاریخی یا تذکرهها شناخته شده بودهاند اما اصل حکم ناشناخته مانده بوده است.
گروه سوم منشآتی را شامل میشود که پیشتر تصحیح و منتشر شدهاند اما ذکری از آنها در پژوهشهای موسیقاییِ مورد مشاهده نگارنده دیده نشده است.
مطابق اطلاع نگارنده حدود هشت منشآتِ این مجموعه در این گروه قرار دارند. در باب منشآت این گروه توجه به این واقعیت که شمار قابلِتوجهی از منشآت تصحیح و منتشرشده از آنرو که در قالب منشآت نویسندهای خاص منتشر شدهاند در بین اهل موسیقی ناشناخته ماندهاند، و در نهایت منشآتی که هم تصحیح و منتشر شده بودهاند و هم موسیقیپژوهان از آنها اطلاع داشتهاند و بعضاً در پژوهشهای خود به آنها استناد کردهاند؛ حدود دوازده منشآت این مجموعه در این گروه قرار میگیرند.
در باب دو گروه اخیر، یعنی منشآتی که تصحیح و منتشر شدهاند، چه گروه سوم که شناخته موسیقیپژوهان نبودهاند و چه گروه چهارم که موسیقیپژوهان از آنها بهره بردهاند یادآوری این نکته ضروری است که نظر به آرایهپردازیهایی که نویسندگان با کاربرد اصطلاحات تخصصی موسیقایی در نگارش منشآت موسیقایی بهکار میبستهاند تصحیح آنها مستلزم آشنایی با اصطلاحات موسیقایی رایج در هر دوره تاریخی است و از همینرو کمابیش اشکالاتی در تصحیح این منشآت راه یافته است؛ واقعیتی که البته ارزش مساعی مصححان محترم را نمیکاهد.
بر همین اساس، ضرورت تصحیح مجدد این منشآت ضروری مینمود. علاوه بر ضرورت تصحیح مجدد، پراکندگی و ناشناختهماندن شمار قابلِتوجهی از این اسناد ارزشمند و نیز پراکندگی موارد شناختهشده در منابع مختلفْ خود ضرورتی دیگر را برای گردآوری آنها در یک مجموعه مطرح میساخت.


