به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، «ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد»، «من اجازه دستیابی ایران به سلاح هستهای را ندادم»، «ایران در شرف تولید بمب هستهای بود»، «غبار هستهای! ایران را از این کشور خارج خواهم کرد». این گزارهها بخشهایی از ادعاهای «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا درباره برنامه هستهای ایران است که پیش از آغاز جنگ دوم، آنها را در کنار شمار دیگری از اهداف مبهم خود از جنگ اعلام میکرد.
اکنون اما پس از چهار ماه تقلا در مسیر تحقق این اهداف موهوم، آمریکا پذیرفته است که درباره برنامه هستهای ایران در فرصتی ۶۰ روزه و برای رسیدن به راهحلی جامع و همیشگی گفتوگو کند اما واقعیت آن است که دو حمله خرداد و اسفندماه سال گذشته به تاسیسات هستهای ایران، در میانه مذاکراتی که تهران و واشنگتن برای رسیدن به راهحلی درباره این پرونده آغاز کرده بودند، بر پیچیدگیهای پرونده افزود و ایران را نسبت به توقف هرگونه مذاکره درباره این موضوع در شرایط جنگی، مصمم ساخت. بر مبنای این تصمیم است که پس از برقراری آتشبس، تاکید ایران بر پایان قطعی جنگ بود و مذاکرات درباره موضوع هستهای را به ۶۰ روز پس از تفاهم اولیه موسوم به یادداشت تفاهم اسلامآباد موکول کرد.
یادداشت تفاهم اسلامآباد، نام تازهترین توافقی است که در آن ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران تصمیم دارند به جنگ و تمام الزامات و پیامدهای آن، خاتمه قطعی داده و بستری را برای آغاز گفتوگوها درباره مهمترین موضوعات مورد مناقشه میان خود فراهم کنند. این یادداشت تفاهم در ۱۴ بند تنظیم شده و ضمن تاکید بر اصول خاتمه جنگ و شروط دو طرف برای آن، درباره یکی از مهمترین موارد اختلاف، یعنی برنامه هستهای ایران هم اشارهای کلی در خود دارد.
در بند ۸ این یادداشت تفاهم آمده است: جمهوری اسلامی ایران مجدداً تایید میکند که سلاح هستهای تولید یا ابتیاع نخواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا موافقت کردهاند که وضعیت مواد غنیشده ذخیره شده را از طریق یک سازوکار مورد توافق طرفین و مطابق با برنامه زمانی مندرج در بند ۷، حداقل به شیوه رقیقسازی در محل، تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی، حل و فصل کنند. دو طرف همچنین موافقت میکنند تا در مورد موضوع غنیسازی، و دیگر موضوعات مورد توافق دو طرف مرتبط با نیازهای هستهای جمهوری اسلامی ایران، بر اساس یک چارچوب رضایتبخش که در توافق نهایی مورد موافقت قرار خواهد گرفت، بحث کنند. توافق نهایی مفاد این بند را تایید خواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به اهمیت اساسی موضوعات هستهای ذکرشده در بالا اذعان دارند و قصد خود را برای رسیدگی فوری به این موضوعات در مذاکرات، به منظور دستیابی به توافق متقابل در مورد آنها اظهار میکنند.
تهران هرگونه همکاری در زمینه برنامه هستهای خود را به همراهی واشنگتن در رفع تحریمها علیه ایران گره زده است و به این ترتیب روند همکاری منوط به ایستادگی آمریکا بر سر مواضع خود خواهد بود.
بند ۹ هم تصریح کرده است که: جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا موافقت میکنند که تا زمان توافق نهایی وضعیت موجود را حفظ کنند؛ جمهوری اسلامی ایران وضع موجود را در برنامه هستهای خود حفظ خواهد کرد، و ایالات متحده آمریکا هیچ تحریمهای جدیدی علیه ایران وضع نخواهد کرد و نیروهای نظامی بیشتری را در منطقه مستقر نخواهد کرد.

برمبنای این بندهای اشاره شده، در این مرحله از مذاکرات تهران درباره سه موضوع مشخص و شفاف در برنامه هستهای خود توضیحاتی داده است:
الف- سلاح هستهای تولید و خریداری نخواهد کرد: این بدیهیترین اصلی است که جمهوری اسلامی ایران از همان دهه هفتاد و آغاز فعالیتهای هستهای خود آن را مورد تاکید قرار داده و حتی فتوای حرمت شرعی ساخت و استفاده از آن، از سوی رهبر شهید انقلاب صادر شد. ایران در طول این سالها هرگز به سمت ساخت سلاح هستهای حرکت نکرده و نخواهد کرد. بحث خرید سلاح هستهای هم گرچه مورد تاکید مقامات آمریکاست اما به قدری سطحی است که به تعبیر «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه «چه کسی در قرن ۲۱ سلاح هستهای خریداری میکند؟! ایران عضو معاهده منع اشاعه است؛ اصلاً نیازی نیست که ما بگوییم به دنبال سلاح هستهای نیستیم، چرا؟ چون جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۹۷۰ عضو معاهده منع اشاعه و اولین کشوری بود که ایده عاریسازی خاورمیانه از سلاح هستهای را مطرح کرد و ما مادامی که عضو انپیتی (NPT) هستیم، موظف به منع اشاعه هستهای بوده و قاعدتاً ما دنبال تسلیحات هستهای نبودهایم و نیستیم؛ نه تولید، نه خرید».

ب- رقیقسازی اورانیوم ذخیره شده: موضع جمهوری اسلامی ایران درباره حدود ۴۰۰ کیلو اورانیوم ذخیره شده با غنای ۶۰ درصد از همان ابتدا شفاف بوده است. تهران تولید و ذخیره این مقدار اورانیوم را، نه به ادعای غرب برای رسیدن به بمب اتم که در پاسخ به بدعهدیهای طرفهای توافق برجام و البته زیر نظر و بازرسی دقیق و اعلام شده آژانس بینالمللی انرژی هستهای انجام داده بود. از این رو میتواند با پایان یافتن این بدعهدیها و رفع تحریمهای ایران در ۶۰ روز آینده، درباره سرنوشت این اورانیوم نیز با توجه به نیازهای هستهای و در تطبیق با منافع ملی، راهکاری ارائه کند.
پ-حفظ وضعیت هستهای: جمهوری اسلامی ایران در این یادداشت تفاهم پذیرفته است که در وضعیت هستهای خود تا زمان رسیدن به توافق نهایی تغییر ندهد که این موضوع هم با توجه به وضعیت تاسیسات هستهای و تاکید همیشگی تهران بر این مهم که تصمیمی برای تغییر در سطح غنی سازی اورانیوم خود ندارد؛ پذیرشی هوشمندانه است، از آن رو که آمریکا هم در مقابل قبول کرده است که تحریمهای تازهای علیه ایران وضع نکرده و نیروی جدیدی هم به منطقه منتقل نکند.
مجموع این بندها نشان می دهد که تیم مذاکراتی ایران در نهایت هوشمندی توانسته است بدون ارائه امتیاز خاصی، دیدگاههای ثابت خود را در بندهای این تفاهم به امضای آمریکا برساند.
ت- تناظر و تناسب تعهدات در تفاهم اسلامآباد: بررسی پرونده هستهای ایران در برابر بررسی پرونده تحریمهای وضع شده از سوی آمریکا، دو گام متناسب و متناظر در بندهای مربوط به موضوع هستهای در یادداشت تفاهم اسلامآباد است. تهران هرگونه همکاری در این زمینه در آینده را به همراهی واشنگتن در رفع تحریمها علیه ایران گره زده و به این ترتیب روند همکاری منوط به ایستادگی آمریکا بر سر مواضع خود خواهد بود.
به همین دلیل است که به اصرار و تاکید ایران، موضوع رفع تحریمها در بند ۷ این تفاهم و پیش از بند مربوط به موضوع هستهای مورد اشاره قرار گرفته و آمده است: ایالات متحده آمریکا متعهد میشود به تمامی انواع تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران، از جمله قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد، قطعنامههای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، و تمامی تحریمهای یکجانبه آمریکا، اعم از اولیه و ثانویه، برابر یک برنامه زمانی مورد توافق به عنوان بخشی از توافق نهایی، خاتمه دهد.

از شامگاه روز چهارشنبه ۲۷ خرداد ماه که متن یادداشت تفاهم اسلامآباد منتشر شد؛ هیات مذاکرهکننده ایرانی در گفتوگوهای مختلف و متعددی به بررسی بندهای آن به ویژه در حوزه هستهای پرداختند.
بخش نخست توضیحات دستگاه دیپلماسی و نیز رئیس هیات مذاکراتی ایران درباره این مهم بود که اساسا چرا تهران تصمیم گرفت به رغم مخالفتهای سرسختانه مقامات آمریکایی، گفتوگو درباره پرونده هستهای خود را به مرحله دوم مذاکره با واشنگتن موکول کند؟
«سیدعباس عراقچی» وزیر امور خارجه در پاسخ به این پرسش در گفتوگویی، دو روز پیش از امضای تفاهمنامه میان روسای جمهور ایران و آمریکا توضیح داد: به دلایل مختلف واقعاً در شرایط حاضر، امکان بحث درباره مسائل هستهای وجود نداشت و خواستههای آنها به هیچ وجه قابل پذیرش نبود؛ لذا ما موضوعات دیگری که امکان توافق در مورد آنها وجود داشت را در مرحله اول آوردیم و موضوع هستهای را به مرحله دوم موکول کردیم که مرحله سختتری بوده و ۶۰ روز مذاکره برای آن پیشبینی شده است.
بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه هم پس از امضای تفاهم میان ایران و آمریکا با اشاره به اینکه ما از ابتدا تاکید کردیم که در مورد موضوع هستهای در این مرحله صحبت نمیکنیم، گفت: تصمیم حکیمانه جمهوری اسلامی ایران این بود که ما درباره موضوعی که دو بار درباره آن صحبت شد و منجر به انهدام میز مذاکره توسط طرف مقابل گردید و به کشور ما تعرض شد، اکنون صحبت نخواهیم کرد.
بخش دوم توضیحات تبیینی دستگاه دیپلماسی درباره بندهای یادداشت تفاهم و درباره اورانیوم غنیشده ایران بود. عراقچی درباره موضوع اورانیوم غنیشده ۶۰ درصد در ایران، پیش از امضای تفاهمنامه و در گفتوگویی تاکید کرده است که موضع همیشگی و منطقی ایران درباره مواد غنیشده سطح بالا این بوده که تنها شیوه تعیین تکلیف، رقیقسازی آنها در داخل ایران است و به هر حال تلاش داریم که این هم به نوعی اشاره شود که راهحل در همین جهت خواهد بود.
سخنگوی وزارت امور خارجه هم درباره بندهای مربوط به موضوع هستهای توضیح داد: گزینه رقیقسازی مواد غنیشده در داخل ایران گزینه جدیدی نیست؛ از بدو شروع مذاکرات هستهای در یک سال و نیم گذشته این بحث مطرح بود و اکنون هم به عنوان یک گزینه مطرح شده است. به این دلیل این گزینه مطرح شده که راه را بر گزینههایی که به هیچ عنوان برای ما قابل قبول نیست، ببندیم. گزینه غیرقابل قبول برای ما، انتقال مواد غنیشده به خارج از ایران است.
موضع آمریکا درباره انتقال اورانیوم غنیشده ایران به این کشور و نابودی آن به دست ترامپ، به رقیقسازی این مواد در خاک ایران و تحت نظارت آژانس تعدیل شد.
بخش سوم هم پاسخی به این پرسش بود که چرا تهران پذیرفت، در یادداشت تفاهم اسلامآباد و در این مرحله، حتی در حد یک بند درباره موضوعات هستهای خود با آمریکا به تفاهمی کلی برسد را باید در سخنان رئیس مجلس و هیات مذاکرهکنندگان ایرانی یافت. «محمدباقر قالیباف» تصریح کرده است که «در پایان آن ۲۱ ساعت مذاکره، (دور نخست مذاکرات در اسلامآباد) متوجه شدم مهمترین مسئله طرف مقابل، مهمترین خواستهها و مذاکرات آنان مسئله هستهای بوده و بر برنامه هستهای متمرکز شده است. من نمیتوانم بگویم تو این را نخواه، اینجا آنجایی است که میگویند مذاکره وادادگی نیست، این عقلانیت و هوشمندی است».
آنچه در مبنای اظهارات مقامات ایرانی میتوان دریافت این است که موضوع مذاکرات هستهای، به یک دلیل بنیادین و یک دلیل مقطعی، امکان طرح در دور نخست گفتوگوها را نداشت؛ دلیل بنیادین را باید در بیاعتمادی تاریخی جمهوری اسلامی ایران به آمریکا دانست و در کنار این موضوع، توجه داشت که مذاکره درباره یکی از مهمترین منافع ایران در شرایط جنگ و محاصره دریایی، موضوعی نیست که کشوری چون ایران که در چهل روز جنگ موضع خود را تغییر نداده، در دوره آتشبس بپذیرد و تن به خواستههای خاص رئیسجمهور آمریکا بدهد.

از سوی دیگر و با توجه به ادعاهای مقامات آمریکا چه در دوره جنگ تحمیلی و چه در زمان آتشبس درباره برنامه هستهای ایران، میتوان به چند نتیجه مشخص رسید:
۱-موضع آمریکا درباره تعیین سرنوشت برنامه هستهای ایران در دور نخست مذاکرات، به گفتوگو درباره سازوکارهای مربوط به آن و البته با توجه به نیاز تهران، در مرحله دوم تعدیل شد.
۲-موضع آمریکا درباره انتقال اورانیوم غنیشده ایران به این کشور و نابودی آن به دست ترامپ، به رقیقسازی این مواد در خاک ایران و تحت نظارت آژانس تعدیل شد.
۳-موضع غنیسازی صفر از سوی آمریکا، به حفظ شرایط موجود فعالیتهای هستهای تهران تا زمان رسیدن به توافق نهایی، تعدیل شد.
ایالات متحده در حالی طی بازه زمانی حداقل 60 روز آتی، مذاکرات هسته ای را با ایران به میانجیگری پاکستان پیش خواهد برد که ناکارآمدی حمله نظامی و فشار اقتصادی، به عنوان دو اهرم فشار پیشین برای از میان بردن این برنامه اثبات شده و تهران داشتههای خود را که در طول جنگ از دست نداد در میز مذاکره هم واگذار نخواهد کرد.
همزمان در این مسیر، ایران بارها تاکید کرده که در بدبینی مطلق، دست بر ماشه و با آمادگی کامل در حوزه نظامی، در این گفتوگوها حاضر خواهد شد. چشمانداز رسیدن به توافقی که بتواند برنامه هستهای صلحآمیز ایران را یکبار برای همیشه از کانون تمرکزهای امنیتی غرب خارج کند، در یادداشت تفاهم اسلامآباد گرچه مشخص شده اما دستیابی به آن بیش از هرچیزی نیازمند آمریکایی متعهد به عهد است که تحتتاثیر ماجراجوییهای رژیم اسرائیل قرار نگیرد. از این منظر، بندهای هستهای تفاهم اسلامآباد نه پایان مناقشه، بلکه آغاز مرحلهای تازه از آزمون دیپلماسی پس از ناکامی جنگ و تحریم در قبال ایران است.



