دشواری‌های مذاکرات ۶۰ روزه/ فارن پالیسی: جنگ ایران کاستی‌های جدی رویکرد واشنگتن را آشکار کرد/ زرادخانه ایالات متحده به طرز خطرناکی خالی شد/ تایم: سه مساله می‌تواند تفاهم را با مشکل مواجه کند

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از دنیای اقتصاد، سه رسانه بین‌المللی در گزارش‌هایی جداگانه با بررسی آخرین تحولات در زمینه توافق میان ایران و آمریکا برای پایان درگیری‌ها در خاورمیانه، موانع و دلالت‌های جنگ اخیر برای آمریکا و منطقه و همچنین موانع موجود در زمینه نهایی‌سازی این پیمان را مورد بررسی قرار دادند.

نشریه تایم در گزارشی به تاریخ ۱۹ ژوئن و به قلم حمیدرضا عزیزی، پژوهشگر غیرمقیم شورای خاورمیانه در امور جهانی، به دلالت‌های پنهان و آشکار یادداشت تفاهم میان تهران و واشنگتن پرداخت. این گزارش عنوان کرد: واشنگتن و تهران به صورت الکترونیکی یک یادداشت تفاهم ۱۴ ماده‌ای را برای توقف خصومت‌ها، بازگشایی تنگه هرمز و تلاش برای حل و فصل مسائل به هم پیوسته برنامه هسته‌ای ایران و تحریم‌های آمریکا، ظرف ۶۰ روز به امضا رساندند. اما در عمل ایران و آمریکا بر سر چه چیزی توافق کردند؟

اقتصادنیوز: نیویورک تایمز درباره تفاهم ایران و آمریکا نوشت: رئیس‌جمهور آمریکا برای رسیدن به این هدف، منافع رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را نادیده گرفته و مانند گذشته منافع شخصی خود را بر سایر ملاحظات ترجیح داده است.

توافق بین ایالات متحده و ایران برای پایان دادن به جنگ و آغاز یک فرآیند دیپلماتیک طراحی شده است که می‌تواند بعدا به یک توافق اساسی‌تر منجر شود. توقف خصومت‌ها آسان‌تر بود، اما مذاکرات دیپلماتیک برای حل مسائل گسترده‌تر احتمالا دشوارتر خواهد بود و خطرات بیشتری را برای آینده روابط بین دو کشور، مسائل جنگ و صلح در خاورمیانه و ثبات اقتصاد جهانی در بر خواهد داشت. بر اساس این تفاهم ۱۴ماده‌ای، ایران و ایالات متحده توافق کرده‌اند که جنگ را در تمام جبهه‌ها (از جمله لبنان) فورا و برای همیشه پایان دهند و از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند. دو کشور همچنین متعهد می‌شوند که به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و برای رسیدن به توافق نهایی، مذاکره‌ای ۶۰ روزه را آغاز کنند که با رضایت متقابل قابل تمدید است.

واشنگتن همچنین موافقت کرده است که محاصره دریایی ایران را لغو کند و تهران موافقت کرده است که ترانزیت تجاری از طریق تنگه هرمز را به سازوکار قبل از جنگ بازگرداند. این تعهدات در حال حاضر تا حدی به واقعیت تبدیل شده‌اند: تانکرهای حامل نفت خام ایران در حضور کشتی‌های جنگی ایالات متحده از خط محاصره دریایی در خلیج عمان عبور کرده‌اند و کشتی‌های تجاری عبور از تنگه هرمز را آغاز کرده‌اند، اگرچه انتظار می‌رود هفته‌ها طول بکشد تا ترافیک به سطح قبل از جنگ برسد. همچنین، کاهش تحریم‌ها علیه ایران طبق یک جدول زمانی صورت می‌گیرد که واشنگتن و تهران باید بر سر آن توافق کنند. این سازوکار همچنین به حذف اقدامات تنبیهی اعمال‌شده بر این کشور توسط شورای امنیت سازمان ملل و شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز تعمیم داده خواهد شد. از سوی دیگر، ایران مجددا تاکید کرده است که صنایع هسته‌ای غیرنظامی را دنبال خواهد کرد و موافقت کرده است که در مورد آینده غنی‌سازی، ذخایر اورانیوم با غنای بالا و مسائل مرتبط مذاکره کند.

واشنگتن و تهران همچنین توافق کرده‌اند که در مورد احتمال لغو تحریم‌های اولیه آمریکا علیه ایران بحث کنند. در مورد تنگه هرمز، ایران این آبراه را بازگشایی کرده و در عین حال قصد خود را برای تایید مجدد اقتدار خود در این منطقه نشان داده است. همچنین، متن توافق، باز شدن تنگه را فقط به کشتیرانی تجاری محدود می‌کند و ترانزیت نظامی را کنار می‌گذارد، تمایزی که ممکن است در ماه‌های آتی اهمیت پیدا کند. مساله برنامه موشکی ایران و حمایت آن از متحدان منطقه‌ای نیز از این توافق حذف شده است.

مجله تایم در ادامه نوشت: اما سه مساله می‌تواند این دستورالعمل‌ها را با مشکل مواجه کند. مورد اول لبنان است. ایران با گره زدن هرگونه توافق نهایی به خروج کامل اسرائیل از لبنان که در متن توافق به عنوان احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان گنجانده شده است، سطح انتظارات را بالا برده و همچنان نیز شاهد تداوم حملات اسرائیل به جنوب این کشور هستیم. مورد دوم، مساله برنامه هسته‌ای و لغو تحریم‌ها علیه ایران است که از نظر فنی، دشوارترین زمینه است. توافق هسته‌ای ایران در سال ۲۰۱۵، سندی طولانی و مفصل بود که محدودیت‌های برنامه هسته‌ای ایران را به تفصیل شرح می‌داد.

توافق فعلی فقط به همان سوالات پیشین (غنی‌سازی، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده) اشاره می‌کند و اصل مطلب را برای بعد مسکوت می‌گذارد و این درست همان جایی است که توافق‌هایی از این نوع معمولا از هم می‌پاشند. سومین مساله‌ای که می‌تواند این توافق را دچار مشکل کند، پرونده تنگه هرمز است. درخواست تهران مبنی بر به رسمیت شناخته شدن رسمی کنترل موثر ایران بر این آبراه (حتی بدون عوارض ترانزیت) شرایطی را برای حوادث آینده ایجاد می‌کند. برای مثال، کشتی‌هایی که از گزارش دادن به سازمان تازه‌تاسیس تنگه خلیج‌فارس خودداری کنند، ممکن است توقیف شوند و هرگونه توقیف می‌تواند به سرعت تشدید شود. بنابراین، خطرات همچنان بالا باقی می‌ماند.

در همین رابطه، نشریه فارن پالیسی در یادداشتی به قلم دانا استرول مدیر پژوهش و پژوهشگر شلی و مایکل کاسن در موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک عنوان کرد که جنگ اخیر باعث تغییر در نقش نظامی آمریکا در خاورمیانه شده است. این نشریه در ادامه افزود: گرچه رویکرد ارتش ایالات متحده در منطقه طی دهه‌های اخیر موفقیت‌های عملیاتی زیادی را به همراه داشته است، اما جنگ ایران کاستی‌های جدی رویکرد واشنگتن را آشکار کرده و چالش‌های جدیدی برای این کشور ایجاد کرده است.

پنتاگون همزمان با نشان دادن توانایی‌های خود در استقرار سریع قدرت هوایی و دریایی گسترده، روابط خود را با ارتش‌های خاورمیانه، به ویژه با نیروهای اسرائیل، که با آنها اولین نبرد واقعا مشترک خود را از زمان جنگ جهانی دوم انجام داد، تعمیق کرد. اما موفقیت‌های تاکتیکی واشنگتن نتوانست اشتباهات استراتژیک آن را جبران کند. شکست ارتش این کشور در ایجاد یک ائتلاف جنگی فراگیر یا حتی در اثبات این ادعا در صحنه جهانی که ایران به یک تهدید قریب‌الوقوع تبدیل شده است، سبب شد که کاخ سفید برای ایجاد اجماع بین‌المللی برای مقابله با تاکتیک‌های نامتقارن ایران و نهایی کردن یک توافق قوی پس از جنگ، با مشکل مواجه شود. درگیری‌های اخیر همچنین به طرز خطرناکی زرادخانه ایالات متحده را خالی کرد و این کشور به‌آسانی نمی‌تواند هزینه جنگ دیگری مانند این را بپردازد.

فارن پالیسی در ادامه نوشت: خاورمیانه پس از جنگ اخیر امن‌تر، باثبات‌تر یا مرفه‌تر نشده است و اگر ایالات متحده نتواند به اهدافی دست یابد که دونالد ترامپ قبل از جنگ تعیین کرده بود، توانایی این کشور برای بسیج شرکا در سایر عرصه‌ها تضعیف خواهد شد. ایران همچنین مسیر خود را از تحمیل مستقیم هزینه‌ها بر اسرائیل و ایالات متحده به حمله به تمام کشورهای متحد ایالات متحده در همسایگی خود تغییر داد. این کشور از پهپادهای خود نه تنها برای حمله مستقیم به اهداف، بلکه برای تخلیه ذخایر رهگیر دشمنان خود و بررسی پوشش راداری آنها استفاده کرد. این حملات اغلب خسارت فیزیکی کمی به بار می‌آوردند، اما بار عملیاتی زیادی را تحمیل می‌کردند و ایالات متحده و شرکایش را مجبور به اتخاذ یک موضع دفاعی با منابع فشرده می‌کردند. در این سازوکار، جنگ روانی و اقتصادی به عنصری فزاینده و مهم در واکنش تهران به تجاوز آمریکا و اسرائیل بدل شد.

روزنامه نیویورک تایمز نیز در تحلیلی به نتایج جنگ اخیر در خاورمیانه پرداخته و عنوان کرد که رئیس کاخ سفید، همچون گذشته، منافع خود را به منافع ملی و اولویت‌های متحدان خود ترجیح داده است. این گزارش افزود: مطمئنا توافق اخیر میان ایران و آمریکا شباهت‌های زیادی به یک پرونده ورشکستگی املاک و مستغلات دارد. محمد باقر قالیباف، مذاکره‌کننده ارشد ایران، پس از اعلام جزئیات این تفاهم‌نامه به تلویزیون دولتی ایران گفت: «‌این توافق نشان‌دهنده شکست ایالات متحده است.» این امر اکنون بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است؛ ترامپ اسرائیل متحد آمریکا در جنگ اخیر و کشورهای عربی خلیج‌فارس را به نفع ایالت‌های پنسیلوانیا، جورجیا و میشیگان فروخت. ترامپ می‌دانست که تورم مواد غذایی و قیمت بالای بنزین ناشی از این جنگ، نسخه‌ای آشکار برای نابودی جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای است.

او مجبور بود جنگ را سریعا متوقف کند تا قیمت‌ها تا سطح پیش از ماه نوامبر پایین بیاید. ترامپ خوب می‌داند که اگر دموکرات‌ها مجلس نمایندگان و سنا را در دست بگیرند، سروکار وی با تحقیقات بی‌پایان در مورد چگونگی استفاده از مقامش برای ثروتمند کردن خود و خانواده‌اش خواهد افتاد و احتمال استیضاح وی بیش از گذشته قوت می‌گیرد. بنابراین، ترامپ کاری را که همیشه انجام می‌دهد، انجام داد: او تمام اصول و تمام متحدان را کنار گذاشت و منافع شخصی خود را بالاتر از همه ملاحظات دیگر قرار داد. همه اینها برآمده از این واقعیت است که ترامپ و نتانیاهو هرگز این ایده را که ایران می‌تواند اوضاع را برای آنها دشوار کند، جدی نگرفتند: بستن تنگه هرمز در پاسخ به حمله، برگ برنده‌ای بود که ایران آن را به کار بست. بنابراین، ترامپ، به‌رغم تلاش‌های فراگیر خود برای میدان دادن به آرمان‌های ناسیونالیستی در جنگ اخیر، نتوانست منفعتی برای کشورش به بار آورد و در نهایت نیز، سود شخصی را به تمام مولفه‌ها ترجیح داد.

موارد مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.