پشت پرده تهدید پزشکیان به مرگ از نگاه روزنامه دولت/ این تهدید صرفاً به شخص و شخصیت رئیس جمهور محدود نمی‌شود، بلکه…

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از روزنامه ایران، پیام اخیر رهبر انقلاب درباره تفاهم ایران و آمریکا می‌توانست نقطه پایان بسیاری از کشمکش‌های سیاسی داخلی و خارجی باشد. اما برای بخشی از جریان‌های سیاسی داخلی، مثل همیشه، به بهانه‌ای برای آغاز موجی از حملات تازه علیه رئیس‌جمهوری تبدیل شد.

کمتر کسی به این بخش‌های مهم پیام رهبر انقلاب توجه کرد؛ بخش‌هایی که بر اتکای تصمیم به مسئولیت‌پذیری، تعهد، تلاش و دلسوزی مسئولانی که اجرای این مسیر را بر عهده گرفته‌اند تأکید داشت.

این بخش از پیام رهبر انقلاب صرفاً یک توصیف اخلاقی نبود، بلکه نوعی صورت‌بندی سیاسی از نحوه اداره امور کلان کشور است. این پیام نشان داد که تصمیم‌ها در چارچوب نظام و با اتکا به مسئولان منتخب و پاسخگو پیش می‌رود و معیار نهایی نیز نه جدل‌های رسانه‌ای، بلکه میزان تحقق تعهدات و صیانت از منافع ملی است. به این صورت، نقش رئیس‌جمهوری و دولت صرفاً نقش اجراکننده یک مصوبه نیست، بلکه آنان حاملان و مسئولان یک تصمیم ملی هستند. اما دقیقاً همین ایده در برخی خوانش‌های رادیکال از پیام رهبر انقلاب جابه‌جا شد و به جای آنکه این پیام به تأکید بر انسجام در تصمیم‌سازی و اعتماد به مسئولیت‌پذیری تفسیر شود، به روایت اختلاف تقلیل داده شد؛ روایتی که در عمل مسیر بحث را از سطح متعالی منافع ملی به سطح رقابت‌های سیاسی فروکاست.

این تغییر پیش‌بینی‌پذیر بود. زیرا مدعیان همواره به جای تمرکز بر ابعاد و الزامات هر موضوعی، فضای عمومی را به سمت شخصی‌سازی یک تصمیم ملی سوق می‌دهند تا از هر وضعیتی ماهی‌های خود را از آب گل‌آلودشده سیاست بگیرند. به عنوان تالی چنین تفسیر مضیق و غیرملی، رئیس‌جمهوری نه در جایگاه مجری یک تصمیم کلان و مورد اجماع بین قوا، بلکه در جایگاه تصمیم‌گیری تنها، و خاطی امر رهبری مورد حملات قرار گرفت. گویی تصمیمی که محصول فرآیندهای پیچیده ارکان نظام حکمرانی است، صرفاً به اراده یک فرد فروکاسته شده است.

این نوع مواجهه، بیش از آنکه نقد سیاسی باشد، نشانه‌ای از بی‌توجهی به سازوکار واقعی تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی ایران است. در نظام حکمرانی ایران، تصمیم‌های کلان حاصل یک فرآیند چندلایه، شامل بررسی‌های کارشناسی، ملاحظات امنیتی، ارزیابی‌های اقتصادی و جمع‌بندی‌های نهادی است. تقلیل این فرآیند به یک جایگاه سیاسی، نه‌تنها تحلیل نادرست از واقعیت است، زمینه‌ساز انحراف در فهم افکار عمومی نیز می‌شود.

در چنین فضایی آنچه بیش از همه به چشم آمد، تغییر ادبیات سیاسی از نقد به تهدید است. در روزهای اخیر، حجم بالای تخریب‌های رسانه‌ای به همراه ادبیات برخی تریبون‌دارها و نیز آنچه در معدودی تجمعات دیده شد، آشکارا از مرز نقد عبور کرد، شأن نهادهای رسمی کشور را نادیده گرفت و تهدید و ارعاب را با تعابیری نظیر «تیغ» و «حلقوم» در فضای عمومی گستراند. اینها صرفاً یک خطای زبانی نبود و نیست، بلکه نشانه‌ای است از تغییر کیفیت رقابت سیاسی در حوزه عمومی و دیگر نمی‌توان آن را صرفاً نشانه اختلاف نظر دانست. تهدید، تحقیر و ترویج خشونت کلامی دیگر نقد سیاسی نیست و تجربه نشان داده است که خروج از حیطه ادب بویژه در حوزه عمومی نه‌تنها هیچ دستاوردی برای کشور ندارد بلکه آب ریختن به آسیاب دشمن است.

پیام رهبر انقلاب ناظر بر مسئولیت‌پذیری دولت بود، اما در بخشی از فضای سیاسی به ابزاری برای تشدید حملات علیه دولت تبدیل شد و بار دیگر آشکار شد که مسأله اصلی این مدعیان، نه محتوای پیام، نه اطاعت از رهبری و نه منافع ملی است، بلکه بهره‌برداری سیاسی علیه دیگری، در هر شرایط و از هر متنی است. کما اینکه این بار نیز پیامی که ناظر بر تعهد، مسئولیت و دلسوزی مسئولان بود، به مبنایی برای زیر سؤال بردن همان مسئولان تبدیل شد. این کژفهمی و تفسیر به رأی، برای اولین بار نیست که رخ نداده و احتمالاً باز هم تکرار خواهد شد و دکتر مسعود پزشکیان همیشه در جایگاه مسئول اجرای یک تصمیم ملی، هدف حمله مدعیان بوده و خواهد بود.

البته این تهدید صرفاً به شخص و شخصیت دکتر پزشکیان محدود نمی‌شود، بلکه جایگاه ریاست‎‌جمهوری را خدشه‌دار می‌کند. چنین اقدامی از منظر دینی و حقوقی می‌تواند مصادیق گوناگونی همچون غیبت، تهمت و افترا و نیز تهدید و ارعاب را دربرگیرد و به همین دلیل رأی اکثریت مردم و نظم نهادی کشور را زیر سؤال می‌برد. به‌ عبارتی، این نحوه برداشت از موضوعات کلان و راهبردی، به عادی‌سازی رفتاری ناپسند و قبح‌شکنی در فضای سیاسی یک نظام اسلامی منجر می‌شود و بیم آن می‌رود تا اعتماد اجتماعی به‌دست‌آمده پس از جنگ رمضان به همین سادگی آن هم در زمان بازسازی از دست برود.

ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به سرمایه اجتماعی مردمی، انسجام ملی و تمرکز بر حل مسائل واقعی دوران پساجنگ نیاز دارد. اما چنین رفتارهایی، به جای حل مسأله، تنش و دوقطبی ایجاد و در عمل در جهت خلاف منافع ملی عمل می‌کنند. هزینه این روند نه متوجه یک دولت یا یک جریان سیاسی، بلکه متوجه کل ساختار سیاسی و اجتماعی کشور خواهد بود و اگر خوانش مغرضانه افراد سیاسی مدیریت نشود، چه بسا می‌تواند مصدر تولید تنش‌های جدید و کاهش اتحاد و سرمایه اجتماعی باشد. متن پیام رهبر انقلاب، جز تفاهم و مسئولیت‌پذیری مسئولان مضمون دیگری نداشت. اما برخی جادوگران معنا، با تردستی و شعبده از آن مضمونی برای بهره‌برداری و منفعت سیاسی خود خلق کردند.

موارد مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.