اظهارات اخیر جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، درباره تداوم صادرات نفت ایران در شرایط تحریم ۲ سال اخیر را باید یکی از مهمترین اعترافات رسمی مقامات آمریکایی به شکست سیاست تحریمهای نفتی علیه جمهوری اسلامی ایران دانست.
این اظهارات از آن جهت اهمیت دارد که از زبان یکی از عالیترین مقامات دولتی کشوری مطرح میشود که طی سالهای گذشته بیشترین تلاش را برای محدودسازی صادرات نفت ایران، محروم کردن کشور از درآمدهای ارزی و اعمال فشار اقتصادی بر مردم ایران به کار گرفته است. اعتراف به اینکه ایران توانسته است با وجود شدیدترین تحریمها، نفت خود را به بازارهای جهانی ـآنهم بدون تخفیف صادر کند و سهم خود را در تجارت جهانی انرژی حفظ نماید، در واقع تأییدی بر ناکامی راهبردی سیاست فشار حداکثری علیه ایران است.
این موفقیت در شرایطی به دست آمد که با استقرار دولت چهاردهم، وزارت نفت علاوه بر تداوم فشارهای خارجی، با چالشهای داخلی مهمی همچون ناترازی انرژی، رشد فزاینده مصرف سوخت، محدودیت منابع سرمایهگذاری و برخی مشکلات زیرساختی نیز مواجه بود. با این حال، مدیریت جدید وزارت نفت توانست با اتخاذ رویکردی فعال، حرفهای و نتیجهمحور، روند تولید و صادرات نفت کشور را در مسیر صعودی قرار دهد.
در این دوره، علاوه بر افزایش تولید و صادرات نفت خام، وابستگی به تخفیفهای سنگین صادراتی به میزان قابل توجهی کاهش یافت، کیفیت فروش نفت و دسترسی به بازارهای هدف بهبود پیدا کرد و زمان بازگشت ارز حاصل از صادرات نفتی از حدود سه ماه به کمتر از یک ماه کاهش یافت. این دستاوردها نه تنها درآمدهای ارزی کشور را تقویت کرد، بلکه نشان داد صنعت نفت ایران توانسته است سازوکارهای خود را با شرایط پیچیده تحریمی تطبیق داده و مسیرهای جدیدی برای حفظ منافع ملی ایجاد کند.
شاید یکی از مهمترین پیامدهای این موفقیتها آن بود که دشمنان ایران به تدریج دریافتند ابزار تحریم دیگر کارایی گذشته را ندارد. هنگامی که فشار اقتصادی و تحریمهای نفتی نتوانستند اهداف طراحیشده را محقق سازند، طبیعی بود که گزینههای پرهزینهتر و مخاطرهآمیزتری در دستور کار قرار گیرد. از این منظر، میتوان حملات مستقیم به زیرساختهای انرژی کشور در جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه را در امتداد همان راهبرد ناکام فشار اقتصادی تحلیل کرد؛ راهبردی که این بار به جای هدف قرار دادن مسیرهای فروش نفت، تأسیسات تولید، فرآورش، انتقال و ذخیرهسازی انرژی کشور را نشانه گرفت.
اما همانگونه که تحریمها در متوقف کردن صنعت نفت ایران ناکام ماندند، جنگ نیز نتوانست به اهداف خود دست یابد. در طول جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، بسیاری از تأسیسات حیاتی صنعت نفت از جمله فازهای تولید و فرآورش گاز در عسلویه، مخازن ذخیره سوخت در تهران و البرز، تأسیسات انتقال فرآوردههای نفتی، مجتمعهای پتروشیمی ماهشهر و عسلویه و برخی زیرساختهای صادراتی کشور هدف حملات مستقیم قرار گرفتند. هدف دشمن ایجاد اختلال در تأمین انرژی، تشدید ناترازی سوخت، کاهش تولید و ایجاد نارضایتی عمومی بود؛ اما صنعت نفت با اتکا به تجربه، دانش فنی و ایثار کارکنان خود، اجازه نداد این اهداف محقق شود.
با این وجود و از نخستین ساعات آغاز جنگ، با هدایت مستقیم وزیر نفت و فعالسازی کامل سازوکارهای مدیریت بحران، مجموعهای از اقدامات هماهنگ و فوری برای حفظ پایداری عرضه انرژی در کشور آغاز شد. نتیجه این اقدامات آن بود که علیرغم خسارات وارد شده به برخی تأسیسات، شبکه سراسری گاز کشور پایدار ماند، عرضه سوخت به مردم تداوم یافت، زنجیره تأمین محصولات پتروشیمی دچار وقفه جدی نشد و صادرات نفت و گاز کشور حفظ گردید.
در بخش فرآوردههای نفتی، با اجرای طرحهای اضطراری انتقال سوخت، استفاده از مسیرهای جایگزین، افزایش ظرفیت بارگیری در مناطق مختلف، بهرهگیری از ذخایر راهبردی و مدیریت هوشمندانه توزیع، نیازهای کشور بدون ایجاد بحران گسترده تأمین شد. در بخش گاز نیز از طریق بازآرایی فرآیندهای تولید، استفاده از ظرفیت سایر پالایشگاهها و خطوط انتقال و اجرای اقدامات فنی و عملیاتی، بخش مهمی از افت تولید ناشی از آسیب به برخی تأسیسات جبران شد و پایداری شبکه سراسری گاز حفظ گردید.
اکنون و پس از پایان جنگ، وزارت نفت اجرای یک برنامه راهبردی، منسجم، همافزا و مشارکتی را با همکاری تمامی شرکتهای اصلی و تابعه آغاز کرده است؛ برنامهای که هدف آن بازسازی سریع تأسیسات آسیبدیده، بازیابی ظرفیتهای از دسترفته تولید و تقویت تابآوری زیرساختهای انرژی کشور است.
در صدر این برنامه، بازسازی پالایشگاههای گازی آسیبدیده پارس جنوبی قرار دارد. بر اساس برنامهریزیهای انجام شده، بیش از ۳۰ میلیون مترمکعب در روز از ظرفیت تولید گاز کشور که در نتیجه حملات دشمن از مدار خارج شده است، ظرف کمتر از دو ماه آینده به شبکه سراسری بازخواهد گشت. تحقق این هدف، نگرانیهای موجود درباره تأمین گاز در فصل سرد سال را به میزان قابل توجهی کاهش داده و نقش مهمی در مدیریت ناترازی انرژی ایفا خواهد کرد.
همزمان، بازسازی تأسیسات ذخیرهسازی و انتقال فرآوردههای نفتی، افزایش ظرفیت عملیاتی شبکه توزیع سوخت، بازگرداندن مخازن آسیبدیده به مدار بهرهبرداری و اجرای برنامههای مدیریت مصرف بنزین در دستور کار قرار گرفته است. بازسازی تاسیسات پتروشیمی در عسلویه و ماهشهر و بازگشت ۳۸ درصدی تولید کمتر از ۲ ماه هم در این راستا باید مورد اشاره قرار داد موضوعی که توانست بازار فراورده های پتروشیمی را از التهاب فزاینده نجات دهد. مجموعه این اقدامات سبب خواهد شد آثار ناشی از خسارات جنگی بر تأمین سوخت کشور به حداقل برسد و دولت با اطمینان بیشتری بتواند فصل سرد سال را مدیریت کند.
یکی دیگر از جلوههای موفقیت صنعت نفت پس از جنگ، ازسرگیری سریع عملیات صادرات نفت خام بود. در شرایطی که دشمن تلاش داشت با ایجاد محدودیت در مسیرهای حملونقل و صادرات، درآمدهای نفتی کشور را تحت تأثیر قرار دهد، صنعت نفت توانست در کوتاهترین زمان ممکن و بدون کمترین وقفه یا تأخیر، روند بارگیری و صادرات نفت به بازارهای جهانی را از سر گیرد. این موفقیت نه تنها بیانگر آمادگی عملیاتی و ظرفیت بالای صنعت نفت است، بلکه دستاوردی مهم برای اقتصاد ملی و دولت چهاردهم محسوب میشود.
با این حال، موفقیت کامل این برنامههای بازسازی و پایدارسازی انرژی، نیازمند حمایت همهجانبه دولت، مجلس، نهادهای اقتصادی و سایر ارکان حاکمیتی از وزارت نفت است. اگرچه تقدیر چند باره رئیس جمهور پزشکیان از عملکرد وزارت نفت در طول ماه های اخیر، پشتوانه خوبی برای وزرات نفت است اما در دوره پساجنگ این حمایت ها باید در بخش تأمین منابع مالی مورد نیاز، تسهیل فرآیندهای اجرایی، رفع موانع تصمیمگیری و حمایت از برنامههای توسعهای و بازسازی صنعت نفت، تقویت شود که این موارد پیششرط عبور موفق کشور از پیامدهای جنگ و تضمین امنیت انرژی در ماههای آینده است.
امروز صنعت نفت ایران در حالی از دو آزمون بزرگ تحریم و جنگ سربلند بیرون آمده است که نه تنها توانسته تولید، صادرات و تأمین انرژی کشور را حفظ کند، بلکه با اجرای برنامههای بازسازی و توسعهای، خود را برای ایفای نقشی مؤثرتر در اقتصاد ملی آماده میسازد. این صنعت بار دیگر ثابت کرده است که یکی از مهمترین ستونهای اقتدار اقتصادی، امنیت ملی و تابآوری جمهوری اسلامی ایران در برابر فشارهای خارجی است.
علی پوریایی
روزنامه شرق

