خانیکی: مردم تلاش برای توافق و مذاکرات را بهترین راه مواجهه با شرایط فعلی می‌دانند | حس بی عدالتی در رأس عوامل نارضایتی جامعه است | باید از گذشته عبور کنیم

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، هادی خانیکی عضو هیات علمی گروه علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در نشستی با فعالان مدنی با عنوان «آسیب‌های وضعیت نه جنگ و نه صلح» به ضرورت شناخت تأثیر این وضع بر جامعه ایرانی پرداخت و گفت: در شرایط خطیری که امروز ایران قرار دارد نخست باید مشخص کنیم که در کدام لحظه تاریخی و کدام بستر و زمینه اجتماعی واقتصادی وسیاسی قرار داریم؟ سرنوشت ما متأثر از کدام اجبارها، کدام انتخاب‌ها وکدام کنش های واقع گرایانه و به موقع در حال شکل‌گیری است؟

وی اضافه کرد: درسطح کلان دربرابر ما «سه ره پیداست» : نخست، تداوم وضعیت ناپایدار و مبهمی که نه در جنگ بودن آن کاملاً روشن است و نه در صلح بودن آن. درتداوم چنین شرایطی مشخص نیست که جامعه تا چه اندازه تاب‌آوری خواهد داشت و حاکمیت تا چه حد قادر به مدیریت و اداره آن خواهد بود. از منظر مطالعات آینده‌پژوهی، این وضعیت نامطلوب‌ترین سناریوست، زیرا هیچ چشم‌انداز معین و روشنی از آینده در آن وجود ندارد.

استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی وضع دوم را بازگشت انتخابی و یا اجباری به جنگ دانست و افزود: جنگی که می تواند به سرعت ابعادی ویرانگرتر از دو جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه به خود بگیرد.

خانیکی؛ در ادامه راه سوم را اقدامی آگاهانه وخردمندانه برای خروج از وضعیت جنگی و ورود به مسیر دستیابی به توافق و صلحی پایدار عنوان کرد و افزود: در وضعیت سوم که اکنون در آن قرار گرفته ایم، تلاش می‌شود با رویکردی واقع گرایانه، سنجیده و مبتنی برالزام‌های اجتماعی و اقتصادی و فرصت‌های سیاسی، جنگ به پایان برسد.

این فعال اجتماعی اضافه کرد: راهبرد سوم، این ضرورت را دنبال می‌کند که چگونه می‌توان از این وضعیت پر مخاطره جنگی عبور کرد و به توافقی رسید که نه‌تنها به جنگ پایان دهد، بلکه آغازگر یک مرحله و پارادایم جدید برای بازسازی و توسعه کشور باشد؛ مرحله‌ای که بتواند ایران را از مجموعه بحران‌های متعدد و درهم‌تنیده کنونی عبور دهد.

خانیکی با تاکید بر اینکه دستیابی به توافق و عبور از وضعیت مبهم صرفاً یک آرزو یا تخیل نیست، اظهار داشت: این راه سوم تجربه‌ای است که هم در ایران و هم در کشورهای دیگر سابقه داشته و نشان داده است جوامع می‌توانند از دل بحران‌ها فرصت‌های تازه‌ای برای رشد و بازسازی و توسعه خلق کنند، چنانکه کرده اند.

وی یادآور شد: جنگ ها خسارت بارند اما خسارت بارتر پایان بد جنگ هاست بنابراین امروز پرسش اصلی این است که با چه فهم و روایتی می‌توان به این گذار کمک کرد و در پیشبرد موفق آن تأثیر گذار بود؟

استاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه هر یک از ما باید با بازگشت به خود و تأمل درباره مسئولیت‌های فردی و جمعی ببینیم در این شرایط چه درک و وظیفه‌ای داریم و چه کاری از دستمان بر می‌آید، گفت:‌ باید از ماندن ذهنی و زبانی و عملی در گذشته عبور کنیم و مسئولیت‌های جدیدی برای خود تعریف کنیم. بازگشت اخلاقی به مفهوم واقعی مسئولیت سیاسی و مدنی و اجتماعی مهمترین مساله پیش روی ماست.

خانیکی با اشاره به تجربه شخصی خود پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۴۰۰ گفت: در آن شرایط که به پیروزی آقای رئیسی و تشتت درنحوه مشارکت سیاسی اصلاح طلبان منجر شد، برخی از فعالان سیاسی تصور می‌کردند هنوز می‌توانند در همان چارچوب گذشته انتخاباتی نقش مؤثری ایفا کنند، اما گروهی دیگر به این نتیجه رسیده بودند که دیگر امکان بازیگری در میدان قبلی وجود ندارد.

خانیکی افزود: در آن زمان آقای خاتمی به من این مسئولیت را دادند که به کمک جمعی از صاحب نظران و جوانان بررسی کنیم که این وضعیت سیاسی محصول کدام تحولات اجتماعی است. به بیان دیگر، چه تغییراتی در جامعه رخ داده که چنین نتایج سیاسی‌ را رقم زده است؟ زیرا در عالم واقع، تحولات اجتماعی اثرگذارتر و عمیق‌تر از تحولات صرفاً سیاسی هستند. بر همین اساس مطالعه «مساله‌شناسی اصلاحات در ایران» را شروع کردیم و من حتی در دوران بیماری سرطان و شیمی‌درمانی و درب یمارستان نیز این پروژه را رها نکردم.

استاد دانشگاه علامه طباطبایی در تشریح نتایج پروژه «مساله‌شناسی اصلاحات در ایران» گفت: من همه طرحهای ملی راکه تاسال ۱۴۰۱ انجام گرفته بود به صورت ثانوی و فراتحلیل بررسی کردم و با کنشگران مؤثر هم مصاحبه‌های عمیق کردم. نتیجه آن مطالعه که همزاد دنیای سرطانیم هم بود، این بود که پیشبرد گفتمان و رویکرد اصلاحات نیازمند توجه به مبانی و مسائل جدید و اساسی است که مقدم بر همه آنها اولویت امر اخلاقی در سیاست‌ورزی است. به بیان دیگر، بخشی از جامعه اعتماد پیشین خود را نسبت به سیاست‌ورزان از جمله اصلاح‌طلبان از دست داده بود، زیرا تصور می‌کرد تفاوت چندانی درعمل سیاسی میان آنها و رقبایشان وجود ندارد.

خانیکی ادامه داد: برداشت غالب این بود که همه جریان‌های سیاسی بیش از هر چیز به منافع خود می‌اندیشند و مسائل و مطالبات جدید جامعه را درک نمی‌کنند. علاوه بر این حس بی عدالتی و تبعیض در رأس عوامل نارضایتی و بی اعتمادی جامعه قرار داشت و همین احساس بر اعتماد سیاسی هم اثر گذاشته بود.

وی افرود: اکنون حدود پنج سال از آن مطالعه گذشته است و پیماش‌ها و مطالعات معتبر اجتماعی روند تغییرات جامعه را به طور منظم رصد کرده و می. کنند. امروز وقتی این داده ها و روایت ها و مسیرها را در برابر وضعیت نامتعین فعلی و تحولات پرشتاب جامعه متآثر از جنگ قرار می‌دهیم، به این نتیجه می‌رسیم که ابتدا باید ابعاد کلان تغییرات پردامنه جامعه و جهان و فرصت‌ها و تحدیدهای متأثر از آنها را بفهمیم و در این، زمینه و پارادایم جدید رویکردها را به کنش تبدیل کنیم.

عضو هیات علمی گروه علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی اظهار داشت: دوستان آگاه‌تر و باتجربه‌تر از من هم معتقدند در این سال‌های منتهی به جنگ شرایط روز بروز پیچیده تر و دشوارتر شده است، پس راه‌حل‌های ساده و متصلب و کلیشه‌های گرفتار در گذشته کمتر می توانند گره‌ای از مشکلات باز کنند.

این جامعه شناس اضافه کرد: ما از موضع منتقد، بیشتر بر همان دیدگاه‌ها وراه حل های کلی قبلی خود تأکید می کنیم وگاه نسبت به کارآمدی آنها جزم‌اندیش‌تر هم می شویم. مدام می‌گوییم ما قبلأ نسبت به مسائل کنونی هشدار داده بودیم، اما کسی به سخنان ما توجه نکرده است. نتیجه آنکه در قبال ضرورت‌های جدید غالبأ رادیکال تر و منفعل تر می شویم.

خانیکی با تاکید بر ضرورت روزآمد کردن نگرش ها در جامعه و هماهنگی با تحولات جدید بیان داشت: ما برای اینکه دراین لحظه خطیری که موجودیت ایران و معیشت ایرانیان را فرا گرفته است غایب نباشیم باید بتوانیم وضعیت را درست بفهمیم، در جای درست تاریخی بایستیم و راه‌حل‌های مسأله محور ارائه کنیم. همه چیز عوض شده است به تعبیر زیبای مرحوم قیصر امین‌پور، «قطار رفته است، تمام ایستگاه رفته است ولی ما همچنان به نرده‌های ایستگاه رفته تکیه داده‌ایم». بنابراین، لازم است از گذشته عبور کنیم و با شناخت دقیق تحولات جامعه وجهان، مسئولیت‌های جدیدی برای خود تعریف کنیم.

وی تصریح کرد: جامعه ایران امروز دیگر نه جامعه دوران انقلاب است، نه جامعه دوران دفاع مقدس و نه حتی جامعه دوران اصلاحات وپسا اصلاحات، تحولات بزرگی در آن رخ داده که بخشی از آنها ناشی از عوامل اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و بخشی دیگر حاصل تحولات جهانی، فناوری‌های جدید و دسترسی‌های گسترده اطلاعاتی است …، همین جامعه دستخوش تغییرات شتابنده حال باوضعیت جنگی هم روبه رو شده است.

خانیکی با بیان اینکه ما متأسفانه در برخی موارد، این تحولات را به‌جای فرصت، تهدید تلقی کرده‌ایم، گفت: به عنوان مثال اگر از فرصت اینترنت، فناوری‌های نوین و ارتباطات جدید به‌موقع استفاده می‌کردیم، می‌توانستیم دستاوردهای بسیار مثبتی درحوزه ارتباطات اجتماعی و علمی و اقتصادی و سیاسی داشته باشیم. درحالی که تحدید انگاری هنوز هم فرصت‌ها را می سوزاند.

عضو هیات علمی گروه علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی برضرورت توجه به رصد روندها و مؤلفه ها و شاخص هایی که می توانند تحولات جامعه را نشان دهند، تأکید کرد و برهمین اساس مقایسه نگرش های مردم قبل و بعد ازجنگ را لازم دانست.

وی با استناد به آخرین داده‌های رصدهای اجتماعی که برخی از آنها مربوط به اواخر اردیبهشت‌ماه است، به مهم‌ترین آثار منفی و مثبت جنگ برنگرش های مردم پرداخت و گفت: بر اساس داده‌ها و ارزیابی‌های معتبر، میزان خشم و عصبانیت اجتماعی، ترس واضطراب نسبت به قبل از جنگ افزایش یافته و فشارهای ناشی از جنگ، وضع اقتصادی و اجتماعی جامعه، روند نگرانی نسبت آینده، افزایش قابل توجهی داشته است.

خانیکی سپس با اشاره به آثار اجتماعی مثبت جنگ گفت: در کنار شاخص‌های منفی فوق، برخی شاخص‌های مثبت در رشد موقت همبستگی اجتماعی مشاهده می‌شود که نباید از آنها غافل شد. برای مثال، احساس افتخار به ایرانی بودن که در برخی سنجش ها به حدود ۸۴ درصد و در برخی به ۷۶ درصد رسیده است. این مسئله را می‌توان نتیجه شرایط جنگی، ایستادگی نیروهای مسلح، تاب‌آوری مردم و همچنین اقدامات دولت در مدیریت شرایط بحرانی دانست. یکی دیگر از شاخص‌های قابل توجه، کاهش تمایل به مهاجرت است. جنگ و پیامدهای آن حدود ۱۱ درصد از تمایل عمومی را به مهاجرت نسبت به ماه‌های قبل از جنگ کاهش داده که از منظر اجتماعی یک تغییر مهم محسوب می‌شود.

وی با اشاره به تاثیر مثبت جنگ در نگرش مردم نسبت به دولتمردان گفت: در حوزه سیاسی محبوبیت دکتر پزشکیان و میزان حمایت از دولت افزایش یافته و تأیید سیاست‌های دولت نسبت به گذشته بیشتر شده است. البته در مقابل، وضعیت اقتصادی از نگاه مردم همچنان نامطلوب ارزیابی می‌شود و هزینه زندگی بیش از نیمی ازجامعه بیشتر از میزان درآمد آنهاست. نکته قابل توجه این است که مردم در تحلیل علل مشکلات اقتصادی، صرفاً تحریم‌ها را عامل اصلی نمی‌دانند وبرای ناکارآمدی وفساد سهم بیشتری قائل هستند.

خانیکی با تاکید بر اینکه در زمینه نگرانی از وقوع مجدد جنگ یافته های مهمی به دست آمده اند که در وضعیت های پیش رو باید مرتبأ رصد ‌شوند، هنوز بیش از نیمی از مردم یعنی ۵۵ درصد احتمال وقوع مجدد درگیری را بیش از توافق می‌دانند. درعین حال وقتی از مردم پرسیده می‌شود بهترین راه مواجهه با شرایط فعلی چیست، بیشترین پاسخ‌ها به گزینه «تلاش برای توافق و ادامه مذاکرات» اختصاص دارد.

وی در خصوص شروط مطلوب برای پایان جنگ اظهار داشت: حدود ۶۰ درصد مردم رفع تحریم‌ها را مهم‌ترین شرط می‌دانند. پس از آن به ترتیب، آزادسازی دارایی‌های ایران، تضمین حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، حفظ حق استفاده صلح‌آمیز از فناوری هسته‌ای، تضمین عدم حمله مجدد، دریافت غرامت و خروج آمریکا از منطقه قرار دارند.

استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی ضرورت توجه به خواست اکثریت جامعه را به تغییر و اصلاح رویکردهای حاکمیتی یادآور شد وگفت: بنا به اغلب سنجش ها نزدیک به ۷۰ درصد جامعه بالاترین انتظاری که از حاکمیت دارند این است که در درون نظام دست به اصلاحات اساسی و یا حداقلی بزند. این وضعیت نشان می‌دهد که حاکمیت باید برای تقویت بنیانهای تاب آوری، حمایت ومشارکت مؤثر مردم، در ادامه راه از یک سوبه کاهش نارضایتی و تبعیض در جامعه به صورت مشهود و مؤثری بپردازد و از سوی دیگر عزم و توان دیپلماتیک خود را درکنار اقتدار نظامیش به نمایش بگذارد.

خانیکی اضافه کرد: درشرایط کنونی که نهادهای مدنی و احزاب نقش پررنگی ندارند و سیاست‌های رسمی صلح آمیز نیز معمولأ مواجه با مخاطرات و چالش‌های داخلی و خارجی می‌شوند. اقدامات سنجیده و به موقع که همسو با جریان اصلی جامعه باشند می‌توانند موج‌های اجتماعی ایجاد کنند؛ موج‌هایی که اگر در زمان مناسب مورد استفاده قرار بگیرند به نقاط عطف تاریخی تبدیل می‌شوند و اگر نگیرند، به سرعت فروکش می‌کنند.

وی در پایان گفت: به نظر می‌رسد امروز مهم‌ترین وظیفه، تقویت گفتمانی است که از دل آن دور کردن سایه جنگ شکل بگیرد. هم‌زمان باید درک عمیق‌تری از ضرورت تغییر، اصلاح و ایفای نقش مؤثر وتاریخی در میان نخبگان و جامعهشکل بکیرد. به نظر من، این دو موضوع، مهم‌ترین اولویت‌های پیش‌روی فعالان مدنی و سیاسی کشور در شرایط کنونی هستند.

موارد مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.