نسلی که میان بازی‌های کودکانه، با بحران جنگ روبه‌رو شد

کتاب «ماجرای علی و دوستانش» با روایت زندگی چند نوجوان در روزهای بحران، تصویری از نسلی ارائه می‌دهد که جنگ و ناامنی را نه در روایت‌ها، بلکه در کوچه‌ها، خانه‌ها و زندگی خود تجربه کرده‌اند.

به گزارش راویان به نقل از مهر، کتاب «ماجرای علی و دوستانش» نوشته مازیار حاتمی، تلاشی است برای روایت روزهای بحران و ناامنی از زاویه نگاه نوجوان‌ها؛ نوجوان‌هایی که در دل کوچه‌ها و محله‌های شهری، ناگهان خود را در برابر موقعیت‌هایی فراتر از بازی‌های کودکانه می‌بینند. این کتاب که توسط انتشارات روایت ۲۷ بعثت منتشر شده، با زبانی ساده و فضایی نزدیک به زندگی روزمره، تلاش می‌کند مفاهیمی چون مسئولیت‌پذیری، همدلی و هوشیاری اجتماعی را در قالب داستان‌هایی کوتاه و پیوسته برای مخاطب نوجوان روایت کند.

داستان‌های کتاب حول شخصیت «علی» و گروهی از دوستانش شکل می‌گیرد؛ بچه‌هایی که روزهایشان میان فوتبال در کوچه، رفت‌وآمد همسایه‌ها و فضای آشنای محله می‌گذرد، اما وقوع اتفاقات مشکوک و شرایط بحرانی، نگاه آن‌ها را به جهان اطراف تغییر می‌دهد. نویسنده با استفاده از همین موقعیت‌های ساده و ملموس، فضایی می‌سازد که در آن نوجوان‌ها تنها تماشاگر حوادث نیستند، بلکه بخشی از ماجرا می‌شوند.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های کتاب، روایت بحران از زاویه دید کودکان و نوجوانان است. برخلاف بسیاری از داستان‌هایی که تنها بر حضور بزرگ‌ترها در شرایط دشوار تمرکز دارند، «ماجرای علی و دوستانش» نشان می‌دهد نوجوان‌ها نیز می‌توانند در موقعیت‌های اجتماعی نقش مؤثر داشته باشند؛ حتی اگر این نقش، تنها از دل یک توجه ساده به اتفاقات اطراف آغاز شود.

کوچه‌ای که ناگهان رنگ بحران گرفت

داستان با یک موقعیت کاملاً روزمره آغاز می‌شود؛ فوتبال بازی کردن چند نوجوان در کوچه. اما ورود یک وانت آبی‌رنگ و رفتار مشکوک راننده آن، آرام‌آرام فضای داستان را تغییر می‌دهد. علی، برخلاف بقیه، نسبت به رفتار مرد سیبیلو حساس می‌شود و همین حساسیت، ماجرا را وارد مرحله تازه‌ای می‌کند.

مازیار حاتمی در این بخش، تلاش کرده مفهوم «هوشیاری اجتماعی» را وارد داستان کند. علی نه یک قهرمان اغراق‌شده، بلکه نوجوانی معمولی است که تصمیم می‌گیرد نسبت به محیط اطرافش بی‌تفاوت نباشد. همین موضوع باعث می‌شود مخاطب نوجوان بتواند خودش را به شخصیت نزدیک‌تر احساس کند.

جنگ، فقط در خط مقدم نیست

بخش مهمی از کتاب، به تأثیر شرایط جنگی و بحرانی بر زندگی روزمره مردم اختصاص دارد. نویسنده نشان می‌دهد جنگ فقط صدای انفجار و درگیری نیست؛ بلکه ترس، نگرانی، مهاجرت، صف‌های طولانی و دغدغه حفظ امنیت خانواده نیز بخشی از آن است.

در یکی از داستان‌ها، خانواده علی درباره رفتن به روستا برای دور شدن از بحران صحبت می‌کنند. همین گفت‌وگوها، فضای خانه را واقعی‌تر می‌کند و نشان می‌دهد کودکان و نوجوانان نیز در دل این تصمیم‌ها زندگی می‌کنند و تحت تأثیر آن قرار می‌گیرند.

نوجوان‌هایی که می‌خواهند مفید باشند

یکی از نقاط قوت کتاب، توجه به مفهوم مشارکت اجتماعی است. علی و دوستانش، پس از تجربه شناسایی ماشین مشکوک، تصمیم می‌گیرند در کارهای دیگری هم به مردم کمک کنند؛ از خرید برای همسایه‌های سالمند گرفته تا کمک در مسجد و تهیه آب و شربت برای مردم.

کتاب تلاش می‌کند نشان دهد مسئولیت‌پذیری، همیشه به کارهای بزرگ و قهرمانانه محدود نیست. گاهی یک کمک کوچک یا یک توجه ساده به همسایه‌ها، می‌تواند بخشی از حل بحران باشد.

در بخشی از داستان، علی رؤیایی می‌بیند که در آن کنار رزمندگان و فرماندهان شهید قرار گرفته است. شهدایی مانند شهید طهرانی مقدم، حاجی زاده و از همه مهم‌تر حاج قاسم سلیمانی که به او و دوستانش افتخار می‌کنند که در شرایط سخت و بحرانی همواره هوای دیگران را دارند.

این رؤیاها، بیش از آن‌که صرفاً صحنه‌ای حماسی باشند، بازتاب ذهن نوجوانی هستند که تلاش می‌کند جایگاه خودش را در میان اتفاقات بزرگ اطرافش پیدا کند.

«ماجرای علی و دوستانش» با نثری ساده و روان نوشته شده و همین ویژگی باعث شده مخاطب نوجوان بتواند به‌راحتی با آن ارتباط برقرار کند. فضای کوچه، بازی فوتبال، همسایه‌ها و گفت‌وگوهای خانوادگی، همگی به‌گونه‌ای توصیف شده‌اند که حس آشنایی ایجاد می‌کنند.

تصویرگری‌های سمیه‌سادات شفیعی نیز به فضای کتاب کمک کرده و حال‌وهوای داستان را برای مخاطب ملموس‌تر ساخته است.

«ماجرای علی و دوستانش» در نهایت، تنها قصه چند نوجوان در یک محله نیست؛ بلکه روایتی از نسلی است که در دل بحران‌ها، تلاش می‌کند سهمی هرچند کوچک در کنار هم بودن و عبور از روزهای سخت داشته باشد.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

ساعت ۱۰ صبح بود. علی با دوستانش توی کوچه بازی می‌کرد. همسایه‌شان خانم خورشیدی با یک سبد پر از میوه و مواد خوراکی از آن طرف کوچه می‌آمد. بچه‌ها به او سلام دادند و کنار ماندند تا رد شود. بعد دوباره شروع به بازی کردند توپشان از این دروازه به طرف آن دروازه پرتاب می‌شد. بعضی وقت‌ها علی و گروهش از خوشحالی داد می‌زدند و بعضی وقت‌ها دوستان علی داد می‌زدند و خوشحالی می‌کردند. هنوز نیم ساعت از بازی نگذشته بود که دوباره سروکله وانت آبی‌رنگ پیدا شد. راننده‌اش مردی بود لاغر و سیبیلو. علی هر وقت او را می‌دید یک لباس چهارخانه پوشیده بود و سیگار می‌کشید. بچه ها بدون توجه به آن ماشین دوباره بازی کردند تا اینکه توپشان با یک شوت نیما، به بالا رفت و روی چادر ماشین افتاد. مرد لاغر سیبیلو داد زد: «آهای! شما جای بهتری برای بازی ندارید! مزاحم‌ها!» سپس بالا رفت و با یک تکه چوب، توپ را به طرف بچه‌ها پایین انداخت.

کتاب «ماجرای علی و دوستانش» نوشته مازیار حاتمی در ۲۷صفحه و از سوی انتشارات۲۷بعثت منتشر شده است.

موارد مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.