5 میانبر سیاستمداران برای فرار از مسئولیت تصمیمات اشتباه؛ از جنگ عراق تا حمله به ایران | جنگ‌طلبان حرفی برای گفتن دارند؟

به‌گزارش اقتصادنیوز، همه ما می‌دانیم که اغلب سیاسـتمدارهای جهان، تمایلی به اقرار اشتباهات خود ندارند. اما تکلیف آن‌هایی که سیاست جهان را مطالعه می‌کنند، و گاهی اظهارنظرهایی درباره آنچه خواهد شد یا آنچه بهتر بشود، می‌کنند چیست؟

همه ما ممکن است که گاهی اشتباه کنیم، بنابراین هر تحلیلگری که درباره آینده پیشنهاد یا پیش‌بینی‌هایی می‌کند، ممکن است اشتباه کند و حتی گاهی با عکس گفته‌های خود مواجه شود‌.

اقتصادنیوز: آنچه نتانیاهو و اسرائیل فهمیده‌اند این است که از نگاه رئیس‌جمهور ترامپ، جنگ تمام شده است و تنها چیزی که برای او اهمیت دارد، رسیدن به نوعی توافق با ایرانی‌هاست. توافقی که بتواند بر اساس آن، پایان جنگ را اعلام کند

در این‌ میان، شاید بدشانس‌ترین تحلیلگران آن‌هایی هستند که به مجموعه‌ای از باورهای نادرست درباره سیاست جهانی باور دارند و همزمان، توصیه‌‌هایشان توسط مقامات مهم پذیرفته می‌شود و بعد، با پیامدهای منفی بسیاری روبه‌رو می‌شوند.

استیون ام. والت در نشریه فارن‌پالیسی نوشت: شاید اگر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، صادقانه اعتراف می‌کرد که با آغاز جنگ با ایران مرتکب اشتباه بزرگی شده است، هم خودش، هم آمریکا و هم بقیه جهان، وضعیت بهتری داشتند.

حال سوال اینجاست که تکلیف کسانی که با درخواست‌های مکرر برای جنگ، و این ادعا که جنگ سریع، کم‌هزینه و بسیار سودمند خواهد بود زمینه این اشتباه را فراهم کردند، چیست؟

هدف من این نیست که بیش از این آن‌ها شرمنده کنم؛ عواقب جنگ خودش این کار را بدون کمک من انجام می‌دهد. هدف من تنها بررسی راه‌های مختلفی است که افراد می‌توانند پس از اشتباه در یک مسئله مهم راهبردی، در پیش بگیرند.

trump

بدیهی‌ترین واکنش در برابر اثبات اشتباه، پذیرش صریح خطا و تلاش برای درس گرفتن از آن است. من خودم در گذشته چند بار سعی کرده‌ام تا چنین کنم، البته قضاوت درباره موفقیت من در اعتراف به اشتباهاتم را به خوانندگان واگذار می‌کنم. در این زمینه تنها نیستم؛ برای مثال، روزنامه‌نگار اندرو سالیوان بعدها شرح مفصلی درباره اینکه چرا حمایت او از حمله سال ۲۰۰۳ به عراق اشتباه بوده است، نوشت.

یا بیل کلر، سردبیر پیشین نیویورک تایمز نیز سرانجام تا حدی بابت پوشش رسانه‌ای آن روزنامه در حمایت از جنگ عذرخواهی کرد.

آن‌ماری اسلاتر، یکی از چهره‌های برجسته جریان لیبرال‌های جنگ‌طلب نیز بعدا پذیرفت که باید بیشتر به هشدارهای کسانی که می‌گفتند حمله به عراق غیرضروری و غیرعاقلانه است، گوش می‌داد.

پذیرفتن اشتباه مزایای زیادی دارد؛ مثلا صداقت و اعتبار شخصی شما را حفظ می‌کند، به دیگران کمک می‌کند از خطاها درس بگیرند و حتی می‌تواند باعث افزایش احترام دیگران نسبت به شما شود، چرا که با این‌کار عملا نشان می‌دهید که فردی صادق و واقع‌بین هستید.

ترامپ و روبیو

با وجود این مزایا، عجیب است که تحلیلگران و مفسران سیاسی کمتر این راه را انتخاب می‌کنند. در عوض، آن‌ها معمولا به یکی از این پنج روش تکراری برای فرار از مسئولیت اشتباهات خود روی‌ می‌آورند.

سیاستمداران وقتی اشتباهی می‌کند که قابل پنهان کردن نیست، اما نمی‌خواهند هم به خطای خود اعتراف کنند، ساده‌ترین راه را انتخاب می‌کنند.

آن‌ها که اطلاعات نادرست دیگران را مقصر معرفی می‌کنند. نمونه کلاسیک این روش، افرادی هستند که حمایت خود از حمله به عراق را به اطلاعات غلط درباره وجود سلاح‌های کشتار جمعی یا برنامه هسته‌ای عراق نسبت دادند. با این‌حال، این دفاع اصلا صادق نیست، چرا که شواهد فراوانی از دستکاری اطلاعات، برای توجیه جنگ وجود داشت. پس اگر تصمیم گرفتید که آن اطلاعات را باور کنید، مسئولیتش با خود شماست.

من هنوز ندیده‌ام کسی درباره جنگ ایران چنین ادعایی مطرح کند، اما گمان می‌کنم درنهایت این اتفاق خواهد افتاد و مسئله فقط زمان است.

جرج بوش

یک راه رایج دیگر برای فرار از مسئولیت این است که ادعا کنند برنامه آن‌ها از اصل مناسب بوده، اما مجریان آن را بد اجرا کرده‌اند. این بهانه در عرصه سیاست، سابقه‌ای طولانی دارد. جان اف. کندی زمانی با تلخی گفته بود: «پیروزی هزار پدر دارد، اما شکست یتیم است.»

پس از هر شکست، معمولا جست‌وجو برای یافتن مقصر آغاز می‌شود و حامیان جنگ توضیح می‌دهند که اگر فرمانده بهتری وجود داشت، راهبرد متفاوتی اتخاذ می‌شد یا شانس بیشتری برای پیروزی وجود داشت.

با این‌حال، چون این ادعاها بر فرضیات غیرقابل اثبات استوارند، رد کامل آن‌ها ناممکن است. به همین دلیل این توجیه طرفداران زیادی دارد.

روش آشنای دیگر برای فرار از مسئولیت این ادعا است که چیزی که امروز یک فاجعه به نظر می‌رسد، در آینده به‌عنوان یک اقدام بی‌نظیر و نوآورانه شناخته خواهد شد.

چنین ادعاهایی بین سیاستمداران محبوب هستند، چرا که به سختی می‌توان آن‌ها را رد کرد. آن‌ها مدعی هستند که اگر به اندازه کافی صبر کنید، شرایط بالاخره تغییر خواهد کرد و همه می‌فهمند که حق با آن‌ها بوده است.

نویسنده مدعی شد: برای مثال، اگر روزی سیاست‌های نظام ایران کمی تغییر کند و به‌نظر آمریکا مطلوب‌تر بیاید، کسانی که امروز خواهان جنگ هستند احتمالا می‌گویند که این تحول هرگز بدون جنگی که آن‌ها پیشنهاد داده بودند، رخ نمی‌داد.

نسخه دیگر این استدلال هم می‌گوید: هرچند امروز اوضاع بد است، اما اگر هیچ کاری نمی‌کردیم، وضعیت حتی بدتر می‌شد. نمونه آن، ادعای پرتکرار دولت ترامپ مبنی بر این است که اگر جنگ فعلی نبود، ایران سرانجام به سلاح هسته‌ای دست پیدا می‌کرد.

لازم است اینجا یادآوری کنم که نهادهای اطلاعاتی آمریکا، بارها اعلام کرده‌اند که تهران حدود دو دهه است که هیچ برنامه فعالی برای تولید سلاح هسته‌ای ندارد. از سویی، توافق هسته‌ای برجام مسیر ایران به سمت ساخت بمب هسته‌ای را محدود کرده بود؛ توافقی که ترامپ در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد.

با این وجود، رهبران اسرائیل بارها در طی سی سال گذشته ادعا کرده‌اند که ایران در آستانه ساخت بمب است، پیش‌بینی‌هایی که تاکنون درست از آب درنیامده‌اند.

بعضی از مقامات هم با پافشاری بر موضع خود، این استراتژی را در پیش می‌گیرند که اگرچه تاکنون اوضاع خوب پیش نرفته، اما تنها راه حل نهایی، تشدید جنگ و ادامه دادن آن است.

برای نمونه، راهبرد ولادیمیر پوتین پس از ناکامی اولیه در پیروزی بر اوکراین، همین بود. امروزه برخی تحلیلگران حامی جنگ واشنگتن هم همین حرف را درباره ایران می‌زنند.

ادعای مکمل برخی این است که حتی اگر آغاز جنگ اشتباه بود، اکنون پای اعتبار ما در میان است و باید به هر قیمتی که شده، پیروز شویم.

طرفداران این دیدگاه معمولا همان استدلال‌های قبلی را تکرار می‌کنند؛ اینکه شکست فاجعه‌بار خواهد بود، دشمن در آستانه فروپاشی است و فقط کمی زمان و فشار بیشتر برای رسیدن به پیروزی کافی است.

جنگ‌های بی‌پایان، دقیقا به همین دلیل شکل می‌گیرند.

پوتین

در نهایت، کسانی که اشتباهشان آشکار شده است می‌توانند توصیه‌ای را که به بنجامین دیزرائیلی نسبت داده می‌شود دنبال کنند: «هرگز از اوضاع شکایت نکن و هرگز توضیح نده.»

یعنی به جای پذیرش اشتباه یا توجیه آن، می‌توان منتقدان را نادیده گرفت و جوری وانمود کرد که انگار اصلا اتفاقی نیفتاده است و ادامه داد.

اگر در یک اندیشکده، رسانه معتبر یا دانشگاه موقعیت امنی داشته باشید، شاید اصلا نیازی نبینید که توضیح دهید چه اشتباهی کرده‌اید. این رفتار چندان تحسین‌برانگیز نیست و کمکی هم به فهم علل اشتباهات نمی‌کند، اما از آنجا که حافظه عمومی کوتاه است، بسیاری از تحلیلگران و مقامات سابق سیاسی، با تکیه بر فراموشی جمعی همچنان نفوذ و اعتبار خود را حفظ می‌کنند.

نویسنده در پایان می‌نویسد: «با وجود همه نقص‌ها، من هنوز به فضایی برای بیان آزاد ایده‌ها باور دارم؛ فضایی که دیدگاه‌های مختلف بتوانند آزادانه مطرح شوند. اما این اتفاق تنها زمانی است که در طول زمان ارزیابی کنیم که چه کسانی معمولا توصیه‌های درست و مفید ارائه داده‌اند و چه کسانی مدام اوضاع را بدتر می‌کنند.»

و در آخر توصیه‌ من به کسانی که درباره سیاست خارجی نسخه می‌پیچند این است: اشتباهات خود را بپذیرید.

به قول مارک تواین: «کار درست را انجام بده؛ کاری که برخی را خشنود و برخی را شگفت‌زده می‌کند.»

موارد مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.